تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
«اوَّاب» از ماده «اوب» (بر وزن قول) به معنى بازگشت اختيارى به سوى چيزى است، و از آنجا كه «اوّاب» صيغه مبالغه مىباشد، اشاره به اين است كه او بسيار به سوى پروردگارش بازگشت مىكرد، و از كوچكترين غفلت و ترك اولى، توبه مىنمود.
***
پس از آن طبق روش اجمال و تفصيل، كه در قرآن مجيد به هنگام ذكر مسائل مختلف، معمول است، بعد از بيان اجمالى نعمتهاى خداوند بر «داود»، به شرح قسمتى از آن پرداخته، چنين مىگويد: «ما كوهها را مسخر او ساختيم به گونهاى كه هر شامگاه و صبحگاه با او خدا را تسبيح مىگفتند»! «إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ». «١»
***
نه تنها كوهها كه «پرندگان را نيز، دستهجمعى مسخر او كرديم، تا همراه او تسبيح خدا گويند» «وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً».
همه اين پرندگان و كوهها، مطيع فرمان داود و همصدا با او و «بازگشت كننده به سوى او بودند» «كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ».
ضمير «لَهُ» ممكن است به «داود» باز گردد، بنابراين مفهوم جمله همان خواهد بود كه در بالا گفتيم، اين احتمال نيز داده شده كه: به ذات پاك خداوند برگردد يعنى همه ذرات عالم به سوى او باز مىگردند و سر بر فرمان او دارند.
در اين كه: همصدا شدن كوهها و پرندگان با «داود» چگونه بوده؟ در ميان