تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨
درخشنده و لذتبخش براى نوشندگان» «بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ».
بعضى از مفسران، «بيضاء» را صفت «ظروف» اين شراب گرفتهاند، و بعضى توصيفى براى خود «شراب طهور»، يعنى اين شراب همچون شرابهاى دنيا نيست، شرابى است پاك، خالى از رنگهاى شيطانى، سفيد و شفاف.
البته معنى دوم با جمله «لَذَّةٍ لِلْشَّارِبِيْن» مناسبتر است!
***
از آنجا كه نام شراب و پيمانه و مانند اينها، ممكن است مفاهيم ديگرى در اذهان تداعى كند، بلافاصله در آيه بعد، با ذكر جمله كوتاه و گويائى همه اين مفاهيم را از ذهن شنوندگان مىشويد و مىگويد: «آن خمر، شراب طهور، نه مايه فساد عقل است، و نه موجب مستى مىشود» «لا فِيها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ».
و جز هوشيارى، نشاط و لذت روحانى چيزى در آن نيست.
«غَوْل» (بر وزن قول) در اصل، به معنى فسادى است كه به طور پنهانى در چيزى نفوذ مىكند، و اين كه به قتلهاى مخفى و ترور در ادبيات عرب «غيلة» گفته مىشود، از همين نظر است.
«يُنْزَفُونَ» در اصل از ماده «نزف» (بر وزن حذف)، به معنى از بين بردن چيزى به صورت تدريجى است. اين واژه هنگامى كه در مورد آب چاه به كار رود، مفهومش اين است كه آب را تدريجاً از چاه بكشند تا پايان يابد.
در مورد خونريزى تدريجى كه منتهى به ريختن تمام خون بدن شود، نيز تعبير «نَزْفُ الدَّمِ» به كار مىرود.
در هر حال، منظور از آن، در آيه مورد بحث از بين رفتن تدريجى عقل و رسيدن به حد سكران است كه در مورد شراب طهور بهشت، مطلقاً وجود ندارد،