تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠
«نجم» آيات ٢١ و ٢٢ مىخوانيم: أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الأُنْثى* تِلْكَ اذاً قِسْمَةٌ ضِيْزى: «آيا براى شما پسر است و براى او دختر؟* اين تقسيم غير عادلانهاى است»!
***
سپس، به دليل «حسى» مسأله، پرداخته، باز به طريق استفهام انكارى مىگويد: «آيا ما فرشتگان را به صورت دختران آفريديم و آنها شاهد و ناظر بودند»؟ «أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ».
بدون شك، جواب آنها در اين زمينه منفى بود، چه اين كه: هيچ كدام نمىتوانستند حضور خود را به هنگام خلقت فرشتگان ادعا كنند.
***
بار ديگر به دليل «عقلى» كه از مسلمات ذهنى آنها گرفته شده باز مىگردد و مىگويد: «بدانيد آنها با اين تهمت زشت و بزرگشان مىگويند ...» «أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ».
***
«خداوند، فرزندى آورده، آنها قطعاً كاذب و دروغگو هستند»! «وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ».
***
«آيا دختران را بر پسران ترجيح داده»؟! «أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ».
***
«شما را چه مىشود؟ چگونه حكم مىكنيد؟! هيچ مىفهميد چه مىگوئيد»؟
«ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ».
***