تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥
اللَّه چشم برداشته و ديده به او دوختهاند، خط و برنامه آنها واضح و سرنوشت و سرانجامشان روشن است.
در روايتى از على عليه السلام نقل شده كه: أَنَا ذاكَ الرَّجُلُ السَّلَمُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: «منم آن مردى كه همواره تسليم رسول خدا صلى الله عليه و آله بود». «١»
در حديث ديگرى آمده: الرَّجُلُ السَّلَمُ لِلْرَّجُلِ حَقّاً عَلِىٌّ وَ شِيْعَتُهُ: «مردى كه حقيقتاً تسليم بود على عليه السلام و شيعه او بودند». «٢»
و در پايان آيه مىفرمايد: «حمد و سپاس مخصوص خداوند است» «الْحَمْدُ لِلَّهِ».
خداوندى، كه با ذكر اين مثلهاى روشن، راه را به شما نشان داده، و دلائل واضح را براى تشخيص حق از باطل، در اختيار شما قرار داده است، خداوندى كه همه را به اخلاص دعوت مىكند، و در سايه اخلاص، آرامش مىبخشد، چه نعمتى از اين بالاتر؟ و چه شكر و حمدى از اين لازمتر؟
«ولى اكثر آنها نمىدانند» و با وجود اين دلائل روشن، به خاطر حب دنيا و شهوات سركش، راه به حقيقت نمىبرند «بَلْ أَكْثَرُهُمْ لايَعْلَمُونَ».
***
و به دنبال بحثى كه در آيات گذشته، پيرامون توحيد و شرك بود، در آيه بعد سخن از نتائج توحيد و شرك در صحنه قيامت، مىگويد.
نخست، از مسأله «مرگ» كه دروازه قيامت است شروع مىكند، و عموميت قانون مرگ را نسبت به همه انسانها، روشن ساخته، مىگويد: «تو مىميرى، و