تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨
١٥٣- آيا دختران را بر پسران ترجيح داده است؟!
١٥٤- شما را چه شده است؟! چگونه حكم مىكنيد؟! (هيچ مىفهميد چه مىگوئيد؟)
١٥٥- آيا متذكر نمىشويد؟!
١٥٦- يا شما دليل روشنى در اين باره داريد؟
١٥٧- كتابتان را بياوريد اگر راست مىگوييد!
١٥٨- آنها ميان خداوند و جنّ، نسبتى قائل شدند؛ در حالى كه جنّيان به خوبى مىدانند كه اين بتپرستان در دادگاه الهى احضار مىشوند.
١٥٩- منزه است خداوند از آنچه توصيف مىكنند.
١٦٠- مگر بندگان مخلص خدا!
تفسير:
تهمتهاى زشت و رسوا
بعد از ذكر شش داستان از سرگذشت انبياء پيشين، و درسهاى آموزندهاى كه در هر يك نهفته بود، موضوع سخن را تغيير داده، به مطلب ديگرى كه به مشركان عرب سخت ارتباط داشته مىپردازد، اشكال مختلفى از شرك آنها را مطرح ساخته، سخت آنها را به محاكمه مىكشد، و با دلائل مختلف، افكار خرافى آنها را در هم مىكوبد.
مسأله اين است كه جمعى از مشركان عرب، به خاطر انحطاط فكرى و نداشتن هيچ گونه علم و دانش، خدا را با خود قياس مىكردند و براى او فرزند و گاهى همسر قائل بودند.
از جمله، قبائل «جُهينه»، «سليم»، «خزاعه» و «بنى مليح» معتقد بودند:
«فرشتگان دختران خدا» هستند! و بسيارى از مشركان عرب «جنّ» را نيز