تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦
اين است كه بگوئيم:
«هدايت تشريعى» به معنى ارائه طريق، جنبه عمومى و همگانى دارد و هيچ قيد و شرطى در آن نيست، چنان كه در آيه ٣ سوره «دهر» آمده: إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً: «ما راه را به انسان نشان داديم خواه شكرگزارى كند يا كفران» و در آيه ٥٢ «شورى» مىخوانيم: وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ: «تو همه انسانها را به صراط مستقيم دعوت مىكنى»، بديهى است دعوت پيامبر مظهر دعوت خدا است؛ چرا كه هر چه او دارد از خدا دارد.
و درباره جمعى از منحرفان و مشركان، در آيه ٢٣ سوره «نجم» آمده است: وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى: «هدايت الهى از سوى پروردگار به سراغ آنها آمد».
اما «هدايت تكوينى» به معنى ايصال به مطلوب، و گرفتن دست بندگان و گذراندن آنها از تمام پيچ و خمهاى راه، و حفظ و حمايت از آنها تا رساندن به ساحل نجات، كه موضوع بحث بسيارى ديگر از آيات قرآن است، هرگز بىقيد و شرط نمىباشد، اين هدايت، مخصوص گروهى است كه اوصاف آنها در قرآن بيان شده، و اضلال كه نقطه مقابل آن است نيز، مخصوص گروهى است كه اوصاف آنان نيز بيان گشته.
گر چه بعضى از آيات مطلق است، ولى بسيارى ديگر از آيات قيد و شرط آن را دقيقاً بيان كرده، و هنگامى كه اين آيات «مطلق» و «مقيد» را كنار هم مىچينيم، مطلب كاملًا روشن مىشود و هيچ ابهام و ترديدى در معنى آيات، باقى نمىماند و نه تنها با مسأله اختيار و آزادى اراده انسان، مخالف نيست، بلكه دقيقاً آن را تأكيد مىكند.
***