تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٤
شب تفسير شده است. «١»
روشن است، اين تفسير، مانند بسيارى از تفاسير ديگر كه در ذيل آيات مختلف قرآن بيان شده، از قبيل بيان مصداق روشن است و مفهوم آيه را محدود به نماز شب نمىكند.
در دنباله آيه، پيامبر را مخاطب ساخته مىفرمايد: «بگو آيا كسانى كه مىدانند، با كسانى كه نمىدانند يكسانند»؟! «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لايَعْلَمُونَ».
نه، يكسان نيستند «تنها صاحبان فكر و مغز، متذكر مىشوند» «إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ».
گر چه سؤال فوق، سؤالى است وسيع و گسترده، و مقايسهاى است آشكار، ميان آگاهان و ناآگاهان، و عالمان و جاهلان، ولى، نظر به اين كه: قبل از ذكر اين سؤال، سؤال ديگرى در مورد نابرابرى مشركان با مؤمنان شب زندهدار، مطرح شده، سؤال دوم، بيشتر به همين مسأله اشاره مىكند، يعنى آيا كسانى كه مىدانند آن مشركان لجوج و كوردل با اين مؤمنان پاك و روشن ضمير و مخلص نابرابرند، با كسانى كه از اين واقعيت روشن آگاه نيستند، مساويند؟
به هر حال، اين جمله كه با استفهام انكارى شروع شده، و جزء شعارهاى اساسى اسلام است، عظمت مقام علم و عالمان را در برابر جاهلان، روشن مىسازد، و از آنجا كه اين نابرابرى، به صورت مطلق ذكر شده، معلوم مىشود اين دو گروه نه در پيشگاه خدا يكسانند، و نه در نظر خلق آگاه، نه در دنيا در يك صف قرار دارند، و نه در آخرت، نه در ظاهر، و نه در باطن.
***