تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧
به خوبى نشان مىدهد: ذبيح اسماعيل عليه السلام بوده است، گر چه براى ما تفاوتى نمىكند: ذبيح اسماعيل عليه السلام باشد يا اسحاق عليه السلام، هر دو فرزند ابراهيم عليه السلام و پيامبر بزرگ خدا بودند، هدف روشن شدن اين ماجراى تاريخى است.
***
٢- آيا «ابراهيم» مأمور به ذبح فرزند بود؟
از سؤالات مهم ديگرى كه در اين بحث، براى مفسران مطرح است، اين است كه: آيا ابراهيم عليه السلام راستى مأمور به ذبح فرزند بود، يا به مقدمات آن؟
اگر مأمور به ذبح بوده، چگونه پيش از انجام آن، اين حكم الهى نسخ شد؟
در حالى كه نسخ، قبل از عمل جايز نيست، و اين معنى در علم «اصول فقه» اثبات شده است.
و اگر مأمور به مقدمات ذبح بوده است، اين افتخار مهمى نخواهد بود.
و اين كه بعضى گفتهاند: اهميت مسأله از اينجا ناشى مىشود كه:
ابراهيم عليه السلام احتمال مىداد، بعد از انجام اين مأموريت و فراهم كردن مقدمات، دستور به اصل ذبح داده شود، و امتحان بزرگ او همين جا بود، مطلب جالبى به نظر نمىرسد.
به عقيده ما اين گفتگوها از اينجا ناشى مىشود كه، ميان اوامر امتحانى و غير امتحانى فرق نگذاشتهاند، امرى كه به ابراهيم عليه السلام شد، يك امر امتحانى بود، مىدانيم: در اوامر امتحانى اراده جدى تعلق به اصل عمل نگرفته، بلكه هدف آن است: روشن شود شخص مورد آزمايش، تا چه اندازه آمادگى اطاعت فرمان دارد، و اين در جائى است كه شخص مورد آزمايش، از اسرار پشت پرده آگاه نيست.
و به اين ترتيب، در اينجا نسخ واقع نشده است كه در صحت آن قبل از