تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣
چاههاى «سطحى»، «نيمه عميق» و «عميق» از آن استفاده مىشود.
بعد مىافزايد: «سپس خداوند به وسيله آن زراعت، گياهى را خارج مىسازد كه الوان مختلف دارد» «ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ».
هم انواع آن مختلف است، همچون گندم، جو، برنج و ذرت، و هم كيفيتهاى آن متفاوت، و هم رنگ ظاهرى آن، بعضى سبز تيره، بعضى سبز كمرنگ، بعضى داراى برگهاى پهن و گسترده، و بعضى برگهاى باريك و لطيف و همچنين با توجه به اين كه: «زرع»، به گياهى گفته مىشود كه: ساقه قوى ندارد، در مقابل «شجر» كه غالباً به درختانى كه داراى ساقه نيرومندند اطلاق مىشود، «زرع» مفهوم وسيعى دارد كه گياهان غير غذائى را نيز در بر مىگيرد: انواع گلها و گياهان زينتى و داروئى و مانند آن، كه فوقالعاده متنوع، و داراى الوان و چهرههاى گوناگون مىباشد را شامل مىشود، حتى گاه در يك شاخه، بلكه در يك گل، اين رنگهاى مختلف، به شكل بسيار جالب و ظريفى در كنار هم قرار گرفتهاند، و با زبان بىزبانى نغمه توحيد و تسبيح خدا را سر دادهاند.
بعد از آن به مراحل ديگر حيات اين گياه، پرداخته مىگويد: «سپس اين گياه خشك مىشود، به گونهاى كه آن را زرد و بىروح مىبينى»! «ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا». «١»
تندباد از هر سو مىوزد، و آن را كه سست شده است، از جا مىكند، «آن گاه خداوند آن را در هم مىشكند و خرد مىكند» «ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً».
«آرى در اين ماجرا تذكر و يادآورى براى صاحبفكران و انديشمندان است» «إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ».