تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١
مىبايست هر لحظه در انتظار آن صيحه عظيم و غير قابل بازگشت مىبودند. «١»
به هر حال، اين بىخبران، با تكذيب و انكار آيات الهى و نسبتهاى ناروا درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و اصرار و لجاجت بر بتپرستى، ظلم و فساد، گوئى در انتظار عذاب الهى نشستهاند، عذابى كه خرمن عمر آنها را بسوزاند، و يا صيحهاى كه به عمر جهان پايان دهد و آنها را به راهى غير قابل بازگشت ببرد.
«فَواق» (بر وزن رواق) به طورى كه بسيارى از اهل لغت و تفسير گفتهاند، در اصل به معنى «فاصلهاى است در ميان دو مرتبه دوشيدن شير، از پستان»؛ زيرا هنگامى كه شير به طور كامل دوشيده شود، كمى بايد صبر كرد تا مجدداً شير در پستان جمع شود.
و بعضى، آن را به معنى فاصله ميان باز كردن انگشتان و بستن آن به هنگام دوشيدن شير، مىدانند.
و از آنجا كه پستان، بعد از دوشيدن شير در استراحت فرو مىرود، گاه اين كلمه در معنى آرامش و استراحت نيز به كار رفته است.
و نيز از آنجا كه، اين فاصله، براى بازگشت شير به پستان است اين تعبير به معنى بازگشت و رجوع نيز آمده، و از همين جهت، بهبودى مريض را «افاقه» مىگويند؛ چرا كه سلامت و تندرستى به او باز مىگردد، و نيز به هوش آمدن مست، و عاقل شدن ديوانه را به خاطر بازگشت هوش و عقل به آنها «افاقه»