تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤
در حديث ديگرى كه «صدوق» در «امالى» از امام صادق عليه السلام نقل كرده چنين مىخوانيم: انَّ رِضَا النَّاسُ لايُمْلَكُ، وَ الْسِنَتَهُمْ لاتُضْبَطُ، أَ لَمْ يَنْسِبُوا داوُدَ الى أَنَّهُ تَبِعَ الطَّيْرُ حَتّى نَظَرَ الَى امْرَائَةَ اوريّا فَهَواها، وَ أَنَّهُ قَدَّمَ زَوْجَها أَمامَ التَّابُوتِ حَتّى قُتِلَ ثُمَّ تَزَوَّجَ بِها!:
«رضايت همه مردم را نمىتوان به دست آورد، و زبان آنها را نمىتوان بست، آيا آنها اين نسبت (فوق العاده زشت را) به داود ندادند كه او به دنبال پرندهاى به پشت بام قصرش رفت، و چشمش به همسر «اوريّا» افتاد، و عشق او را به دل گرفت، سپس همسر او را به ميدان جنگ در پيشاپيش تابوت (كه آثار انبياى «بنى اسرائيل» در آن حفظ مىشد و به عنوان بركت در پيشاپيش لشكر حمل مىنمودند) فرستاد تا كشته شد، سپس با همسرش ازدواج كرد»؟! (جائى كه پيامبر بزرگ خدا از زبان مردم در امان نباشد ديگران چه انتظارى مىتوانند داشته باشند). «١»
بالاخره در حديثى در «عيون الاخبار» از امام على بن موسى الرضا عليه السلام چنين آمده است كه، به هنگام گفتگو با ارباب مذاهب مختلف در مورد عصمت پيامبران، به يكى از حاضران (على بن جهم) فرمود: «شما درباره داود چه مىگوئيد»؟
گفت: مىگويند: داود در محرابش مشغول عبادت بود، شيطان به صورت پرنده زيبائى در مقابل او نمايان شد، داود نمازش را شكست و به دنبال پرنده رفت! ...