تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
مىشمرد (إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ).
٦- هم آوازى پرندگان را با او در نيايش و تسبيح خدا، يكى از مواهب خدادادى او مىشمرد (وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً).
٧- نه تنها در آغاز با او همصدا بودند كه هر بار او به تسبيح خدا باز مىگشت با او هم آواز مىشدند (كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ).
٨- خداوند ملك و حكومتى به او داد كه پايههاى آن را محكم ساخته بود، و وسائل مادى و معنوى براى نيل به اين مقصود را در اختيارش گذارده بود (وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ).
٩- سرمايه مهم ديگر خداداديش، علم و دانش فوقالعاده بود، همان علم و دانشى كه هر جا باشد منبع خير كثير و سرچشمه هر نيكى و بركت است (وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ).
١٠- و بالاخره منطقى نيرومند، و گفتارى مؤثر و نافذ و قدرت بر داورى قاطع و عادلانه به او ارزانى شده بود (وَ فَصْلَ الْخِطابِ). «١»
و به راستى، پايههاى هيچ حكومتى بدون اين صفات: علم، قدرت منطق، تقواى الهى، توانائى بر ضبط نفس، و نيل به مقام عبوديت پروردگار محكم نمىشود.
***