تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧
نكتهها:
١- ماجراى اصلى داستان داود چه بود؟
آنچه از قرآن مجيد استفاده مىشود، بيش از اين نيست كه: افرادى به عنوان دادخواهى، از محراب داود بالا رفتند و نزد او حاضر شدند؛ او نخست وحشت كرد، و بعد از آن به شكايت شاكى گوش فرا داد كه يكى از آن دو ٩٩ گوسفند ماده داشته و ديگرى فقط يك گوسفند، صاحب نود و نه گوسفند از برادرش تقاضا داشته كه آن يكى را هم به او واگذار كند، «داود» عليه السلام حق را به شاكى داد، و اين تقاضا را ظلم و تعدى خواند، سپس از كار خود پشيمان گشت، و از خداوند تقاضاى عفو كرد، و خدا او را بخشيد.
منتهى در اينجا دو تعبير قابل دقت است: يكى مسأله «آزمايش» و ديگرى مسأله «استغفار و توبه».
قرآن در اين دو قسمت، روى نقطه مشخصى انگشت نگذاشته، اما با توجه به قرائن موجود در اين آيات و روايات اسلامى، كه در تفسير اين آيات آمده، «داود» عليه السلام اطلاعات و مهارت فراوانى در امر قضا داشت، و خدا مىخواست او را آزمايش كند، لذا چنين شرائط غير عادى (وارد شدن بر داود از طريق غير معمول از بالاى محراب) براى او پيش آورد، او گرفتار دستپاچگى و عجله شد، و پيش از آن كه از طرف مقابل توضيحى بخواهد، داورى كرد، هر چند داورى عادلانه بود.
گر چه او به زودى متوجه لغزش خود شد، و پيش از گذشتن وقت، جبران نمود، ولى هر چه بود، كارى از او سر زد كه شايسته مقام والاى نبوت نبود، لذا از اين «ترك اولى» استغفار كرد، خداوند هم او را مشمول عفو و بخشش قرار داد.
گواه بر اين تفسير- علاوه بر آنچه گذشت- آيهاى است كه بلافاصله بعد از