تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧
و شرور و كينهتوز را بيان كرده، مىگويد: «سپس ديگران را غرق كرديم» «ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ».
از آسمان، سيلاب آمد، و از زمين آب جوشيد، و سرتاسر كره زمين به «اقيانوس» پر تلاطمى مبدل شد! «كاخهاى» بيدادگران را در هم كوبيد، و جسدهاى بىجانشان بر صفحه آب باقى ماند!
جالب اين كه: الطاف خود را با «نوح» عليه السلام ضمن چندين آيه بيان مىكند، اما عذاب آن قوم سركش را در يك جمله كوتاه توأم با تحقير و بىاعتنائى، چرا كه مقام بيان افتخارات و پيروزىهاى مؤمنان و يارى خداوند نسبت به آنها، مقام توضيح است، و مقام بيان حال سركشان مقام بىاعتنائى.
***
نكته:
آيا مردم روى زمين همه از دودمان نوحند؟
جمعى از بزرگان مفسرين، از جمله «وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ» (ما فرزندان نوح را بازماندگان در زمين قرار داديم) چنين استفاده كردهاند كه تمام نسل بشر بعد از نوح عليه السلام از دودمان او به وجود آمدند، و هم اكنون همه از فرزندان نوحند.
اين سخن را بسيارى از مورخان نقل كردهاند كه از نوح عليه السلام سه فرزند باقى ماند به نام: «سام»، «حام» و «يافث» و تمام نژادهاى امروز كره زمين به آنها منتهى مىشوند، نژاد «عرب» و «فارس» و «روم» را نژاد «سامى» مىدانند، و نژاد «ترك» و گروهى ديگر را از اولاد «يافث»، و نژاد «سودان» و «سند» و «هند» و «نوبه» و «حبشه» و «قبط» و «بربر» را از اولاد «حام» مىشمرند.
بحث در اين مسأله نيست كه اين نژادها از كدامين فرزند نوحاند؛ چرا كه در