تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠
قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ».
تنها مشركان «مكّه» نيستند كه به تقليد نياكانشان در گمراهى عميقى گرفتارند، بلكه، پيش از آنها نيز اكثر اقوام گذشته به چنين سرنوشتى گرفتار شدند، و مؤمنان آنها در برابر گمراهان آنها اندك بودند، و اين تسلى خاطرى است براى پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان اندك نخستين در آن زمان كه در «مكّه» بودند و از هر سو در محاصره دشمن.
***
سپس اضافه مىكند: گمراهى آنها به خاطر نداشتن رهبر و راهنما نبود، «ما در ميان آنها انذاركنندگانى فرستاديم» «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ».
پيامبرانى كه آنها را از شرك، كفر، ظلم، بيدادگرى و تقليد كوركورانه از ديگران، بيم مىدادند، و آنها را به مسئوليتهايشان آشنا مىساختند.
درست است كه پيامبران در يك دست نامه انذار و در دست ديگر نامه بشارت داشتند، ولى چون ركن اعظم تبليغ آنها، مخصوصاً نسبت به چنين اقوام گمراه و سركشى همان انذار بود، در اينجا تنها روى آن تكيه شده است.
***
سپس در يك جمله كوتاه و پرمعنى، مىگويد: «اكنون بنگر! عاقبت انذار شوندگان و اين اقوام لجوجِ گمراه به كجا رسيد»؟ «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ».
مخاطب در جمله «فَانْظُر» (اكنون بنگر) ممكن است شخص پيامبر صلى الله عليه و آله باشد و يا هر فرد عاقل و بيدار.
در حقيقت، اين جمله اشاره به پايان كار اقوامى است كه در آيات بعد شرح حال آنها خواهد آمد.