تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢
اين جمله، كه مكرر در آيات قرآن آمده، عظمت مقام «مُخْلَصِين» را روشن مىسازد، اين مقام، مقام يوسفهاى صدّيق بعد از عبور از آن ميدان آزمايش بزرگ است: كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ: «ما اين چنين برهان خويش را به «يوسف» نشان داديم، تا بدى و فحشاء را از او دور سازيم، چرا كه او از بندگان مخلَص ما بود». «١»
اين مقام كسانى است كه در «جهاد اكبر» پيروز مىشوند و دست لطف پروردگار، تمام ناخالصىها را از وجودشان بر مىچيند، و در كوره حوادث آن چنان ذوب مىشوند كه، جز طلاى معرفت خالص در آنها چيزى نمىماند.
و اينجا است كه پاداش آنها به معيار عمل داده نمىشود، بلكه پاداششان به معيار فضل و رحمت خدا است.
«علامه طباطبائى» در اينجا سخنى دارد كه فشردهاش اين است:
«خداوند در آيه مورد بحث مىگويد: همه مردم پاداش اعمالشان را مىگيرند جز بندگان مخلص خدا.
چرا كه آنها به حكم مقام عبوديت، خود را مالك هيچ چيز نمىدانند، جز آنچه خدا مىخواهد اراده نمىكنند، و جز آنچه او مىطلبد انجام نمىدهند.
و به حكم مخلَص بودن، خدا آنان را براى خويش برگزيده، و تعلق خاطرى به غير ذات پاك او ندارند.
نه به زرق و برق دنيا و نه نعمتهاى عقبى، در دل آنها چيزى جز اللَّه نيست!.
روشن است كسى كه داراى اين ويژگى است، لذت و نعمت و موهبت و روزيش چيزى است، غير از آنچه ديگران دارند، چنان كه در آيات بعد مىآيد:
أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ: «آنها روزى خاص و ويژهاى دارند كه از ديگران جدا است».