تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧١
اما اين بعيد به نظر مىرسد، چرا كه سخن از گواهان محكمه عدل الهى است نه از «شهيدان راه حق» هر چند ممكن است آنها نيز در صف شهود باشند.
چهارمين جمله مىگويد: «در ميان آنها به حق قضاوت مىشود» «وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ».
و در پنجمين جمله، مىافزايد: «و به آنها ستم نخواهد شد» «وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ».
بديهى است، هنگامى كه حاكم، خدا باشد، و زمين به نور عدالتش روشن گردد، و نامه اعمال كه دقيقاً بيانگر اعمال انسان است، مطرح شود، و پيامبران و گواهان عدل حضور يابند، جز به حق قضاوت نخواهد شد، و در چنين دادگاهى ظلم و بيدادگرى مفهومى ندارد.
***
ششمين جمله، در آيه بعد اين سخن را تكميل كرده، مىگويد: «به هر كسى آنچه انجام داده است بىكم و كاست پرداخته مىشود» «وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ».
نه جزا و پاداش و كيفر اعمالشان، كه خود اعمالشان به آنها داده مىشود! و چه پاداش و كيفرى از اين برتر، كه عمل انسان به طور كامل به او تحويل داده شود (توجه داشته باشيد «وُفِّيَتْ» به معنى ادا كردن به طور كامل است) و براى هميشه قرين و همنشين او گردد.
چه كسى مىتواند اين برنامههاى عدالت را دقيقاً اجرا كند؟ كسى كه علم او به همه چيز احاطه دارد، لذا:
در هفتمين و آخرين جمله، مىفرمايد: «او نسبت به آنچه انجام مىدادند از همه آگاهتر است» «وَ هُوَ أَعْلَمُ بِما يَفْعَلُونَ».