تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٥
گويا، مىفرمايد: «منزه و پاك، و بلند مقام است از شريكهائى كه براى او درست مىكنند» «سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ».
اگر انسانها با مقياسهاى كوچك انديشههاى خود درباره ذات پاك او، قضاوت نمىكردند، هرگز به بيراهههاى شرك و بتپرستى نمىافتادند.
***
نكتهها:
١- مسأله «حبط اعمال»
آيا به راستى ممكن است اعمال نيك آدمى به خاطر اعمال بدش، حبط و نابود شود؟ آيا اين مسأله با عدالت خداوند از يكسو، و با ظواهر آياتى كه مىگويد اگر انسان ذرهاى كار نيك يا بد انجام دهد آن را مىبيند از سوى ديگر، منافات ندارد؟!
در اينجا بحث دامنهدارى است، هم از نظر دلائل عقلى، و هم دلائل نقلى، كه ما قسمتى از آن را در جلد دوم صفحه ٧٠ (ذيل آيه ٢١٧ سوره «بقره») مطرح كردهايم و ذيل آيات مناسب ديگر در آينده نيز، به خواست خدا بحث خواهيم كرد.
آنچه در اينجا لازم است اشاره كنيم، و در آيات مورد بحث مطرح مىباشد اين است: اگر كسى در مورد «حبط اعمال» در برابر معاصى ترديد كند در مورد «شرك» و تأثير آن در حبط اعمال، ترديدى نخواهد داشت، چرا كه آيات بسيارى از قرآن مجيد كه در بالا به بعضى از آنها اشاره شد، صراحت دارد در اين كه «موافات بر ايمان» (با ايمان از دنيا رفتن) شرط قبولى اعمال است، و بدون آن هيچ عملى پذيرفته نيست.
قلب مشرك، همچون شورهزارى است كه اگر تمام بذرهاى گلها را در آن