تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٢
همين معنى، در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام به هنگامى كه مأمون سؤال از آياتى كرد، نقل شده، كه امام فرمود: «منظور از اين گونه آيات امت است، هر چند مخاطب رسول خدا مىباشد». «١»
***
در آيه بعد، باز براى تأكيد بيشتر مىافزايد: «بلكه تنها خداوند را عبادت كن، و از شكرگزاران باش» «بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ». «٢»
مقدم داشتن «اللَّه» براى «حصر» است، يعنى معبود تو بايد منحصراً ذات پاك «اللَّه» باشد، و به دنبال آن، دستور به شكرگزارى مىدهد، چرا كه شكر در برابر نعمتهائى كه انسان در آن غوطهور است هميشه نردبانى است براى «معرفة اللَّه» و نفى هر گونه شرك، شكر در برابر نعمت، فطرى هر انسانى است و براى شكرگزارى، قبل از هر چيز، بايد شخص منعم را شناخت، و اينجاست كه خط شكر، به خط توحيد، منتهى مىشود، و بتها كه مبدأ هيچ نعمتى نيستند كنار مىروند.
***
در آخرين آيه مورد بحث، به بيان ديگرى براى «نفى شرك» پرداخته، ريشه اصلى انحراف آنها را ذكر كرده مىگويد: «آنها خدا را آن گونه كه شايسته است نشناختند» و به همين دليل نام مقدس او را تا آنجا تنزل دادند كه همرديف بتها قرار دادند «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ».
آرى، سرچشمه شرك، عدم معرفت صحيح درباره خداوند است، كسى كه بداند:
اولًا- او وجودى است بىپايان و نامحدود از هر نظر.