تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥١
آتش فرستاده مىشود».»
و اما زيانكار شدن آنها، به خاطر اين است كه بزرگترين سرمايههاى خود را كه عقل و خرد و عمر گرانبها است در اين بازار بزرگ تجارت دنيا از دست داده و «جز حسرت و اندوه متاعى نخريدند»!
در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه: مگر امكان دارد، انبياى بزرگ الهى راه شرك پيش گيرند كه آيه فوق با اين لحن، با آنها برخورد مىكند؟
پاسخ اين سؤال روشن است: انبيا هرگز مشرك نخواهند شد، هر چند قدرت و اختيار بر اين كار را دارند، و معصوم بودن، به معنى سلب قدرت و اختيار نيست، بلكه بالا بودن سطح معرفت آنها، و ارتباط مستقيم و مستمرشان با مبدأ وحى، مانع از اين است كه آنها، حتى در يك لحظه فكر شرك به خود راه دهند، آيا طبيب هوشمند و حاذقى كه از تأثير يك ماده سَمّى بسيار خطرناك و كشنده به خوبى آگاه است، هرگز ممكن است در حال اعتدال فكر، خود را به آن آلوده سازد؟
هدف اين است: اهميت خطر شرك به همگان گوشزد شود، تا مردم بدانند وقتى خداوند با پيامبران بزرگش اين چنين سخن مىگويد، تكليف ديگران روشن است.
و به تعبير ديگر: اين از قبيل ضرب المثل معروف عرب است: ايَّاكَ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يا جارَة: «منظورم توئى، ولى اى همسايه تو بشنو»! (اشاره به اين كه:
ظاهراً خطاب به همسايه مىكند، ولى منظور، نزديكان خودش مىباشد).