تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٢
يا به گفته بعضى از مفسران، اساساً حقيقت شفاعت همان توسل به اسماء حسناى خداوند است، توسل به رحمانيت و غفاريت و ستاريت او است، بنابراين هر گونه شفاعتى سرانجام به ذات پاك او بر مىگردد، با اين حال چگونه مىتوان از غير او بدون اذن او، شفاعت طلبيد؟. «١»
در مورد ارتباط جمله «ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (سپس به سوى او باز مىگرديد) با ما قبل آن، بيانات مختلفى از سوى مفسران ارائه شده:
١- اين جمله، اشاره به آن است كه: نه تنها شفاعت در اين دنيا در اختيار خداوند است، و نبايد همچون مشركان، حل مشكلات و رفع مصائب را از غير خدا طلب نمود، بلكه در آخرت نيز، شفاعت و نجات از آن او، و از ناحيه او است.
٢- اين جمله، دليل دومى است براى اختصاص شفاعت به خداوند؛ زيرا در دليل اول، روى «مالكيت» خداوند تكيه شده، و در اينجا روى «بازگشت همه اشياء به سوى او».
٣- اين جمله، تهديدى است براى مشركان، و به آنها مىگويد: شما به سوى خدا باز مىگرديد، و نتيجه افكار و اعمال شوم و زشت خود را خواهيد ديد.
همه اين تفسيرها، مناسب است هر چند تفسير اول و دوم، صحيحتر به نظر مىرسد.
***
نكتهها:
١- جهان اسرار آميز خواب
حقيقت خواب چيست؟ و چه مىشود كه انسان به خواب مىرود؟ در اين