تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٠
و يا دليل بر جبرى بودن هدايت، محسوب مىشود؟!
ملاحظه مىكنيد، آيات قرآن در اين زمينه بسيار روشن و گويا است، منتهى كسانى كه نتوانسته يا نخواستهاند، جمعبندى صحيحى از آيات هدايت و ضلالت كنند، گرفتار چنان اشتباه خطرناكى شدهاند، و «چون نديدند حقيقت، ره افسانه زدند» بايد گفت زمينه اين «ضلالت» را نيز خودشان فراهم ساختهاند!
به هر حال، مشيت الهى كه در آيات «هدايت و ضلالت» روى آن تكيه شده، هرگز، به معنى مشيت بىدليل و خالى از حكمت نيست، بلكه در هر مورد، شرائط خاصى دارد كه آن را، هماهنگ با حكيم بودن او مىكند.
***
٢- تكيه بر لطف خدا
انسان چون پر كاهى در برابر تندباد حوادث قرار دارد، و هر زمان به سوئى پرتاب مىشود، ممكن است اين پر كاه، به برگى يا شاخه شكستهاى اتصال پيدا كند، ولى تندباد هر دو را با خود مىبرد، و حتى اگر پنجه بر درختى بيفكند گاهى طوفان، درخت را نيز از ريشه بر مىكند، اما اگر به كوهى عظيم بپيوندد هيچ طوفانى نمىتواند آن را از جا حركت دهد.
اين كوه، همان ايمان به خدا است و بقيه، تكيه بر غير او است، و به همين
دليل در آيات فوق، مىگويد: أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ: «آيا خداوند براى حمايت از بندهاش كافى نيست»؟!
توجه و ايمان به محتواى اين آيه، شجاعت و اعتماد به نفس فوقالعادهاى، به انسان مىبخشد، خاطرش را آرام و مطمئن مىسازد، تا در برابر حوادث سخت، همچون كوه مقاومت كند، از انبوه دشمنان نهراسد، از كمى همراهان، وحشت نكند، و بحرانهاى شديد، آرامش روح او را بر هم نزند، چنان كه در حديث آمده است: الْمُؤْمِنُ كَالْجَبَلِ الرَّاسِخِ لاتُحَرِّكُهُ الْعَواصِفُ: «مؤمن همچون كوه محكم و پابرجا است، و طوفانها او را حركت نمىدهند».