تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٨
بعضى از اين آيات، با همين مفاهيم كراراً در سورههاى مختلف آمده.
نتيجه اين كه: قرآن ضلالت الهى را مخصوص كسانى مىشمرد، كه داراى اين اوصافند: «كفر»، «ظلم»، «فسق»، «دروغ»، «اسراف» و «كفران».
آيا كسانى كه داراى اين اوصافند، شايسته ضلالت و گمراهى نيستند؟!
و به تعبير ديگر، كسى كه مرتكب اين امور مىشود، آيا ظلمت و حجاب قلب او را فرا نمىگيرد؟!
باز به عبارت روشنتر، اين اعمال و صفات، آثارى دارد كه خواه ناخواه، دامن انسان را مىگيرد، پرده بر چشم و گوش و عقل او مىافكند، و او را به ضلالت مىكشاند، و از آنجا كه خاصيت همه اشياء، و تأثير همه اسباب، به فرمان خداوند است، مىتوان اضلال را در تمام اين موارد، به خدا نسبت داد، اما اين نسبت، عين اختيار بندگان و آزادى اراده آنها است.
اين در زمينه مسأله ضلالت، و اما در مورد «هدايت» نيز شرائط و اوصافى در قرآن بيان شده كه نشان مىدهد، آن هم بدون علت، و بر خلاف حكمت الهى نيست.
قسمتى از اوصافى كه استحقاق هدايت مىآورد، و لطف الهى را جلب، در آيات زير آمده:
در يك جا مىخوانيم: يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ:
«خداوند به وسيله قرآن، كسانى را كه از رضا و خشنودى او پيروى مىكنند، به راههاى سلامت، هدايت مىكند، و از تاريكىها به فرمانش، به سوى روشنائى مىبرد، و آنها را به راه راست رهبرى مىنمايد». «١»