تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
به طريق اولى مشمول خواهد بود، عمده اين است كه نگرانى انسان، بيشتر از لغزشهاى بزرگ است و به همين جهت مؤمنان بيشتر در فكر آن هستند.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه: مگر در آيات قبل، سخن از پيامبران و پيروان آنها نبود؟ چگونه آنها لغزشهاى بزرگ دارند؟
پاسخ اين سؤال، با توجه به يك نكته روشن مىشود، و آن اين كه: هنگامى كه فعلى به گروهى نسبت داده مىشود، مفهومش اين نيست كه همه آنها مرتكب آن شدهاند، بلكه كافى است جمعى از ميان آنها آن را انجام داده باشند، مثلًا مىگوئيم: «بنى عباس» بر مسند خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله به ناحق تكيه زدند، مفهومش اين نيست كه، همه آنها به خلافت رسيده باشند، بلكه كافى است گروهى از آنها چنين باشند.
در آيه فوق نيز، از مجموعه پيامآوران وحى و پيروان مكتب آنها، بعضى لغزشهائى داشتهاند كه خداوند به خاطر اعمال نيكشان از آنها مىگذرد.
به هر حال، ذكر «غفران و آمرزش» قبل از پاداش، به خاطر آن است كه نخست بايد شستشوئى كنند و پاك شوند، و آنگه بر بساط قرب خدا قدم نهند، نخست بايد از عذاب الهى آسوده خاطر گردند، تا نعمتهاى بهشتى بر آنها گوارا شود.
***
نكته:
نخستين صديق كه بود؟
بسيارى از مفسران اسلام، اعم از شيعه و اهل سنت، اين روايت را در تفسير آيه «وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ» نقل كردهاند كه: منظور از «الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ» پيامبر صلى الله عليه و آله است و منظور از «صَدَّقَ بِهِ» على عليه السلام مىباشد.