تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
جالب اين كه: به جاى «وحى» تعبير به «صدق» مىكند، اشاره به اين كه:
تنها سخنى كه هيچ گونه احتمال دروغ و خلاف در آن نيست، سخنى است كه از طريق وحى، از ناحيه پروردگار، نازل مىگردد، و تقوا و پرهيزگارى تنها در سايه تعليمات مكتب انبياء و تصديق آن، در درون جانها شكوفا مىشود.
***
در آيه بعد، سه پاداش بزرگ براى اين گروه بيان مىدارد:
نخست، مىفرمايد: «آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها موجود است و اين است جزاى نيكوكاران» «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ».
گستردگى مفهوم اين آيه، به قدرى است كه، تمام مواهب معنوى و نعمتهاى مادى را شامل مىشود، آنچه در تصور و وهم ما بگنجد، يا نگنجد!.
بعضى، در اينجا سؤالى مطرح كردهاند كه: آيا اگر آنها تقاضاى مقامات انبياء و اولياء برتر از خود را بكنند، نيز به آنها داده مىشود؟.
غافل از اين كه بهشتيان، چون چشم حقيقتبين دارند، هرگز به فكر چيزى كه بر خلاف حق و عدالت، و بر خلاف اصل توازن «شايستگىها» و «پاداشها» است، نمىافتند.
به تعبير ديگر، امكان ندارد افرادى كه در درجات متفاوت در ايمان و عمل هستند، جزاى مشابهى داشته باشند، بهشتيان چگونه آرزوى محال مىكنند؟، و در عين حال، آنها از نظر روحى چنان هستند كه به آنچه دارند راضيند و هيچ گونه حسد و رشك بر وجود آنان حاكم نيست.
مىدانيم: پاداشهاى آخرت، و حتى تفضّلهاى الهى، بر اساس شايستگىهائى است كه انسان در اين دنيا كسب مىكند، كسى كه مىداند ايمان و