تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٣
مىشود، در نماز و غير نماز، در خلوت و جمع، و در تمام طول تاريخ اسلام، و تا پايان جهان و به اين ترتيب نور هدايتى است كه دائماً مىدرخشد.
ديگر، مسأله فصاحت، شيرينى و جذابيت اين سخن الهى است كه از آن به عنوان «عَرَبِيّاً» تعبير شده است، زيرا يكى از معانى عربى، «فصيح» است، و در اينجا منظور همين معنى است.
سوم اين كه، هيچ گونه اعوجاج و كژى در آن راه ندارد، آياتش هماهنگ، تعبيراتش گويا، و عباراتش مفسر يكديگر است. «١»
بسيارى از ارباب اهل لغت و تفسير، گفتهاند: «عِوَج» (به كسر عين) به معنى انحرافات معنوى است در حالى كه «عَوَج» (به فتح عين) به كژىهاى ظاهرى گفته مىشود (البته، تعبير اول به طور نادر در كژىهاى ظاهرى نيز به كار رفته مانند آيه ١٠٧ سوره «طه»: لاتَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً: «در آن زمين هيچ گونه كجى و بلندى نمىبينى» لذا بعضى از ارباب لغت تعبير اول را اعم دانستهاند). «٢»
به هر حال، هدف از نزول قرآن با اين همه اوصاف، اين بوده است كه:
«شايد آنها پرهيزگارى پيشه كنند» «لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ».
قابل توجه اين كه: در پايان آيه قبل «لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون» آمده بود، و در اينجا «لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ»؛ چرا كه هميشه «تذكر» مقدمهاى است براى «تقوا» و «پرهيزگارى» ميوه درخت «يادآورى» است.
***
پس از آن قرآن به ذكر مثالى از اين امثال پرداخته و سرنوشت موحد و مشرك را در قالب مثلى گويا و زيبا، چنين ترسيم مىكند: «خداوند مثالى زده