تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩
نكته:
در ذيل اين آيات، رواياتى وارد شده كه افقهاى وسيعترى از مفاهيم آيات را در برابر ما مجسم مىكند.
در حديثى كه «عباس» عموى پيامبر صلى الله عليه و آله از آن حضرت نقل مىكند آمده: اذَا اقْشَعَرَّ جِلْدُ الْعَبْدِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ تَحاتَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ كَما يَتَحاتُّ عَنِ الشَّجَرَةِ الْيابِسَةِ وَرَقُها: «هنگامى كه بدن بندهاى از خوف خدا لرزان شود گناهش فرو مىريزد، همان گونه كه برگ خشك از درختان». «١»
روشن است كسى كه از ترس الهى چنين متأثر مىشود، حال توبه و انابه براى او حاصل است، و چنين كسى مسلماً مورد آمرزش پروردگار قرار مىگيرد.
در حديث ديگرى كه از «اسماء» نقل شده، و در تفسير آيات آورديم مىخوانيم: هنگامى كه از او درباره ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤال مىكنند مىگويد:
«هنگامى كه قرآن را مىخواندند- همان گونه كه خداوند آنها را توصيف كرده- چشمانشان اشكبار و بدنشان لرزان مىشد»، سپس «راوى» مىگويد از «اسماء» پرسيدم: كسانى نزد ما هستند كه وقتى آيات قرآن را مىشنوند، حالت غشوه به آنها دست مىدهد و مست و مدهوش مىشوند، «اسماء» گفت: أَعُوذُ بِاللَّهُ تَعالى مِنَ الشَّيْطانِ (اين يك عمل شيطانى است!). «٢»
اين حديث، در حقيقت پاسخى است به كسانى كه دم از «تصوف» مىزنند و جلسات و حلقاتى تشكيل مىدهند و آيات و اذكارى مىخوانند سپس حركاتى به خود داده، و به اصطلاح به حال وجد و سرور مىآيند، نعره مىكشند، صيحه