تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨
اگر انسان از جائى ضربه خورد كه انتظار آن را دارد، زياد دردناك نخواهد بود، دردناكتر از آن، اين است كه از جائى ضربه خورد، كه انتظار آن را هرگز ندارد، مثلًا از نزديكترين دوستانش، از مؤثرترين وسائل زندگيش، از آبى كه مايه حيات او است، از نسيمى كه مايه نشاط او است، از زمين آرامى كه جايگاه استراحت و امن و امان او، محسوب مىشود.
آرى، نزول عذاب الهى از اين طرق، بسيار دردناك است، و اين همان است كه درباره قوم «نوح»، «عاد»، «ثمود»، «قوم لوط»، «فرعون»، «قارون» و مانند آنها مىخوانيم كه هر كدام از يكى از اين طرق، كه هرگز انتظارش را نمىكشيدند، گرفتار عذاب شدند.
***
در آخرين آيه مورد بحث، نشان مىدهد كه عذاب دنيوى آنها تنها جنبه جسمانى نداشته، بلكه كيفر روانى نيز بوده است، مىفرمايد: «خداوند خوارى را در زندگى اين دنيا، به آنها چشانيد» «فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا». «١»
آرى، اگر انسان گرفتار مصيبتى شود، اما آبرومند و سر بلند، جان بسپارد مهم نيست، مهم آن است كه با خوارى و ذلت، جان دهد، و با بىآبروئى و رسوائى گرفتار چنگال عذاب شود.
«ولى با اين همه عذاب آخرت، سختتر و شديدتر و دردناكتر است اگر مىدانستند» «وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ».
تعبير به «أَكْبَر» (بزرگتر) كنايه از شدت و سختى عذاب است.
***