تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦
ضلالتى كه پايههاى آن به دست خود او گذارده شده، و زيربنايش به وسيله اعمال نادرستش استحكام يافته، و به همين دليل، كمترين منافاتى با اصل اختيار و آزادى اراده انسانها ندارد.
***
در آيه بعد، گروه ظالمان و مجرمان را با گروه مؤمنانى كه وضع حالشان قبلًا بيان شد، مقايسه مىكند، تا در اين مقايسه واقعيتها بهتر روشن گردد، مىفرمايد: «آيا كسى كه با صورت خود عذاب دردناك را در قيامت دور مىسازد» همانند كسى است كه در آن روز در نهايت امنيت به سر مىبرد، و هرگز آتش دوزخ به او نمىرسد؟! «أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ». «١»
نكتهاى كه توجه به آن در اينجا ضرورت دارد، اين است كه مىگويد: «با صورتِ خود عذاب را از خويش مىراند» اين تعبير، به خاطر آن است كه «وجه» (صورت) اشرف اعضاى انسان است، و حواس مهم انسان (چشم و گوش و بينى و زبان) در آن قرار گرفته، و اصولًا شناسائى انسانها از طريق صورت، انجام مىگيرد، و روى اين جهات هنگامى كه خطرى متوجه آن مىشود، دست و بازو و ساير اعضاى پيكر خود را سپر، در مقابل آن قرار مىدهند تا خطر را دور سازند.
اما حال ظالمان دوزخى، در آن روز به گونهاى است كه بايد با صورت از خود دفاع كنند، چرا كه دست و پاى آنها، در غل و زنجير است، چنان كه در آيه ٨ سوره «يس» مىخوانيم: «ما در گردن آنها غُلهائى قرار داديم (كه دستهايشان نيز در وسط آن قرار دارد) اين غلها تا چانههايشان ادامه دارد، لذا سرهاى آنها به بالا