تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤
دنبال آن آرامش مىيابد.
اين حالت دوگانه، كه مراحل مختلف و منازل «سلوك الى اللَّه» را نشان مىدهد، كاملًا قابل درك است، آيات غضب و مقام انذار پيامبر صلى الله عليه و آله دلها را به لرزه در مىآورد، سپس آيات رحمت به آن آرامش مىدهد.
انديشه در ذات حق، و مسأله ابديت، ازليت و نامتناهى بودن ذات پاك او، انسان را در وحشت فرو مىبرد، كه چگونه مىتوان او را شناخت؟، اما مطالعه آثار و دلائل آن ذات مقدس در آفاق و انفس، به او نرمش و آرامش مىبخشد. «١»
تاريخ اسلام، پر است از نشانههاى نفوذ عجيب قرآن در دلهاى مؤمنان و حتى غير مؤمنان كه قلبهائى آماده داشتند، و اين نفوذ و جذبه فوقالعاده، دليل روشنى است بر اين كه: اين كتاب از طريق وحى نازل شده است.
در حديثى از «اسماء» نقل شده كه مىگويد: كانَ أَصْحابُ النَّبِىِّ صلى الله عليه و آله اذا قُرِأَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ- كَما نَعَتَهُمُ اللَّهُ- تَدْمَعُ أَعْيُنُهُمْ وَ تَقْشَعِرُّ جُلُودُهُمْ!: «ياران پيامبر، هنگامى كه قرآن بر آنها تلاوت مىشد- همان گونه كه خدا آنها را توصيف كرده است- چشمهايشان اشكبار مىگشت و لرزه بر اندامشان مىافتاد». «٢»- «٣»
اميرمؤمنان على عليه السلام درباره پرهيزگاران اين حقيقت را به عالىترين وجهى توصيف فرموده، آنجا كه مىگويد: أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ