تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧
اين آيه، در عين حال، چشم و گوشبستههائى را كه هر سخنى را بىقيد و شرط مىپذيرند، و حتى به اندازه گوسفندانى كه به علفزار مىروند در انتخاب خوراك خود تحقيق و بررسى نمىكنند، از صف «اولو الالباب» و «هدايت يافتگان» بيرون مىشمرد، و اين دو وصف را مخصوص كسانى مىداند كه نه:
گرفتار افراط تسليم بىقيد و شرطند، و نه تفريط تعصبهاى خشك و جاهلانه.
***
٢- پاسخ به چند سؤال
١- ممكن است در اينجا اين سؤال مطرح شود كه: چرا در اسلام خريد و فروش كتب ضلال ممنوع است؟
٢- چرا قرآن به دست كفار دادن حرام شمرده شده؟
٣- كسى كه مطلبى را نمىداند، چگونه مىتواند در آن انتخابگرى كند و خوب را از بد جدا نمايد؟ آيا اين مستلزم دور نيست؟!
پاسخ سؤال اول روشن است، زيرا بحث در آيات فوق، از سخنانى است كه اميد هدايت در آن باشد، هر گاه بعد از بررسى و دقت ثابت شد كه فلان كتاب گمراه كننده است، ديگر از موضوع اين دستور خارج مىشود، اسلام هرگز اجازه نمىدهد مردم در راهى كه نادرست بودنش به ثبوت رسيده، گام بگذارند.
البته تا زمانى كه اين امر، بر كسى ثابت نشده، و به اصطلاح در حال تحقيق از مذاهب مختلف براى پذيرش دين صحيح است، مىتواند همه اين كتب را مورد بررسى قرار دهد، ولى بعد از ثبوت مطلب، بايد آن را به عنوان يك ماده سمّى از دسترس اين و آن خارج كرد.
و اما در مورد سؤال دوم، در صورتى دادن قرآن به دست غير مسلمان جايز نيست كه مايه هتك و بىحرمتى باشد، ولى اگر بدانيم غير مسلمانى به راستى