تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤
او از طريق بيان اين حقيقت دلدارى داده، كه اين عالم، عالم آزادى و امتحان است، و گروهى سرانجام مستوجب آتشند، مىگويد: «آيا تو مىتوانى كسى را كه فرمان عذاب الهى درباره او قطعى و محقق شده نجات دهى؟، آيا مىتوانى كسى را كه در درون آتش است، برگيرى و بيرون آورى»؟! «أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ». «١»
جمله «حَقَّتْ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ» (فرمان عذاب الهى درباره او محقق شده) اشاره به آياتى، همچون آيه ٨٥ سوره «ص» است كه درباره شيطان و پيروانش مىگويد: لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ: «به طور مسلّم دوزخ را از تو و از پيروان تو پر خواهم كرد»!.
بديهى است، قطعى شدن فرمان عذاب، درباره اين گروه، جنبه اجبارى نداشته، بلكه، به خاطر اعمالى است كه مرتكب شدهاند، و اصرارى است كه در ظلم و فساد و گناه داشتهاند، به گونهاى كه روح ايمان و تشخيص، براى هميشه در آنان مرده، و وجود آنان يك پارچه وجود جهنمى شده!.
و از اينجا روشن مىشود، جمله أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ: «آيا تو مىتوانى كسى را كه در دل آتش است، نجات دهى»؟ اشاره لطيفى به اين حقيقت است كه، دوزخى بودن آنان، آن قدر مسلّم است كه گوئى هم اكنون در دل آتشند، و مىدانيم، چنين كسانى كه تمام راههاى ارتباطى خود را با خدا بريدهاند راه نجاتى ندارند، حتى پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله با اين كه «رحمة للعالمين» است، نمىتواند آنان را از عذاب، رهائى بخشد.
***