تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
طلا و جواهرات به آنها بدهند!
او در حقيقت، مىگويد: من همچون سلاطين جبارى كه مردم را موظف به وظايفى مىكنند و خود را «مافوق وظيفه و تكليف» مىپندارند نيستم، و اين در واقع، اشاره به يك مطلب مهم تربيتى است كه: هر مربى و رهبرى بايد در انجام دستورات مكتب خويش از همه پيشگامتر باشد، او بايد اولين مؤمن به آئين خويش و كوشاترين فرد، و فداكارترين نفر باشد، تا مردم به صداقتش ايمان پيدا كنند، و او را در همه چيز «قدوه» و «اسوه» خود بشناسند.
و از اينجا روشن مىشود: نخستين مسلمان بودن پيامبر صلى الله عليه و آله نه تنها بر حسب زمان است كه نخستين مسلمان در تمامى جهات بود: در جهت ايمان، در اخلاص و عمل و فداكارى، و در جهاد و ايستادگى و مقاومت.
سراسر تاريخ زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله نيز، اين حقيقت را به خوبى تأييد مىكند.
***
بعد از ذكر برنامه هفت مادهاى آيات فوق (تقوا، احسان، هجرت، صبراخلاص، تسليم، و خوف) از آنجا كه مسأله «اخلاص» مخصوصاً در برابر انگيزههاى مختلف شرك، ويژگى خاصى دارد بار ديگر براى تأكيد، به سراغ آن رفته، و با همان لحن مىفرمايد: «بگو: تنها خدا را پرستش مىكنم، در حالى كه دينم را براى او خالص مىگردانم» «قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دِينِي». «١»
***
اما شما هر كس را جز او مىخواهيد بپرستيد» «فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ».
سپس مىافزايد: «بگو: اين راه، راه زيانكاران است، چرا كه زيانكاران واقعى