تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٨
روشن است: اين تفسير به عنوان بيان مصداقهاى واضح آيه است و عموميت مفهوم آيه را نفى نمىكند.
***
٩- در حديثى آمده است: اميرمؤمنان على عليه السلام شبى از مسجد «كوفه» به سوى خانه خويش حركت كرد، در حالى كه «كميل بن زياد»- از دوستان خاص آن حضرت- او را همراهى مىكرد، در اثناء راه از كنار خانه مردى گذشتند كه صداى تلاوت قرآنش بلند بود، و اين آيه را: «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ...» با صداى دلنشين و حزين مىخواند، «كميل» در دل از حال اين مرد، بسيار لذت برد، و از روحانيت او خوشحال شد، بىآن كه چيزى بر زبان براند، امام عليه السلام رو به سوى او كرد فرمود: سر و صداى اين مرد مايه اعجاب تو نشود او اهل دوزخ است! و به زودى خبر آن را به تو خواهم داد!
«كميل» سخت در تعجب فرو رفت، نخست اين كه: امام عليه السلام از فكر و نيت او آگاه گشت و ديگر اين كه: شهادت به دوزخى بودن اين مرد ظاهر الصلاح داد، مدتى گذشت تا سرانجام كار «خوارج» به آنجا رسيد كه در مقابل اميرمؤمنان عليه السلام ايستادند، و حضرت با آنها پيكار كرد، در حالى كه قرآن را آن گونه كه نازل شده بود حفظ داشتند، اميرمؤمنان على عليه السلام رو به «كميل» كرد، در حالى كه شمشير در دست حضرت بود، و سرهاى آن كافران طغيانگر بر زمين افتاده بود، با نوك شمشير به يكى از آن سرها اشاره كرد فرمود: اى «كميل»! «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ» يعنى اين همان شخصى است، كه در آن شب تلاوت قرآن مىنمود، و حال او اعجاب تو را برانگيخت، «كميل» حضرت را بوسيد و استغفار كرد. «١»
***