تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥
نكتهها:
در اين دو آيه، اشارات لطيفى به نكتههاى جالبى شده است كه با كمى دقت روشن مىگردد:
١- در آيه نخست، يكى از فلسفههاى مهم حوادث تلخ و ناگوار كنار رفتن پردههاى غرور و غفلت از مقابل چشم دل، و شعلهور گشتن فروغ ايمان، و بازگشت و انابه به سوى پروردگار، ذكر شده، و پاسخى است به آنها كه وجود حوادث تلخ زندگى را اشكالى بر مسأله نظام آفرينش يا عدالت پروردگار، مىپندارند.
***
٢- آيه دوم با عمل و خودسازى، شروع مىشود و با علم و معرفت، پايان مىيابد، چرا كه تا خودسازى نباشد نور معرفت بر دل نمىتابد، و اصولًا اين دو، از يكديگر جدا نيستند.
***
٣- تعبير به «قانِتٌ آناءَ اللَّيْل» كه به صورت اسم فاعل آمده، با توجه به مطلق بودن كلمه «اللَّيْل» دليل بر تداوم و استمرار عبوديت و خضوع آنها در پيشگاه خدا است، چرا كه اگر عمل، مداوم نباشد، تأثير آن ناچيز است.
***
٤- علم و آگاهى اضطرارى كه به هنگام نزول بلا حاصل مىشود و انسان را به مبدأ آفرينش پيوند مىدهد، در صورتى مصداق حقيقى علم است كه بعد از فرو نشستن طوفان حادثه، ادامه يابد، لذا آيات فوق كسانى را كه در لحظه بلا بيدار مىشوند و بعد از آن در فراموشى فرو مىروند، در صف جاهلان قرار داده، بنابراين، عالمان واقعى آنها هستند كه در همه حال، به او توجه دارند.