تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
آيا ما و پدرانمان زنده مىشويم؟
اين آيات نيز همچنان گفتگوهاى منكران معاد و پاسخ به آنها را ادامه مىدهد.
نخستين آيه، استبعاد منكران رستاخيز را به اين صورت منعكس مىكند:
آنها مىگفتند: «آيا هنگامى كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم، بار ديگر برانگيخته خواهيم شد»؟! «أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ». «١»
***
و از اين بالاتر اين كه: «آيا پدران نخستين ما نيز برانگيخته مىشوند»؟! «أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ».
همانها كه جز مشتى استخوان پوسيده، يا خاكهاى پراكنده از وجودشان باقى نمانده است، چه كسى مىتواند اين اجزاى متفرق را جمع كند؟ و چه كسى مىتواند لباس حيات بر آنان بپوشاند؟.
اما اين كوردلان، فراموش كرده بودند كه روز نخست، همه خاك بودند، و از خاك آفريده شدند، اگر در قدرت خدا شك داشتند، بايد بدانند، خداوند يك بار قدرت خود را به اينها نشان داده، و اگر در قابليت خاك مردد بودند، آن هم يك بار به ثبوت رسيده بود، به علاوه، آفرينش آسمانها و زمين با آن همه عظمت جاى ترديد در قدرت بىپايان حق، براى كسى باقى نمىگذارد.
قابل توجه اين كه: آنها گفتههاى خود را در مقام انكار با انواع تاكيدها مؤكد مىساختند (چرا كه جمله «أَ انَّا لَمَبْعُوثُون» هم «جمله اسميه» است، و هم «انّ» و «لام» كه هر كدام براى تأكيد مىباشد، در آن به كار رفته) و اين، به دليل جهل و