تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧
حاكم است آگاه است» «إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ».
و به اين ترتيب، مجموعهاى از فلسفه «تكليف» و خصوصيات آن، و همچنين «مسئوليت انسانها» و مسأله «جزا و پاداش و كيفر» را، در جملههائى كوتاه و منسجم بيان مىدارد.
ضمناً، اين آيه، پاسخ دندانشكنى است به طرفداران مكتب جبر، كه متأسفانه در ميان فرق اسلامى كم نبودهاند، چرا كه با صراحت مىگويد: او هرگز راضى به كفران كردن بندگانش نيست، و اين خود، دليل روشنى است بر اين كه، هرگز اراده كفر در مورد كافران نيز نكرده (آن چنان كه پيروان مكتب جبر مىگويند).
زيرا هنگامى كه راضى به چيزى نباشد، حتماً اراده آن را نخواهد كرد، مگر ممكن است اراده او از رضاى او جدا باشد؟
و عجب از متعصبانى است، كه براى پردهپوشى بر اين عبارت روشن خواستهاند كلمه «عباد» را محصور در مؤمنان يا معصومان كنند، در حالى كه اين كلمه مطلق است و به وضوح، همه بندگان را شامل مىشود، آرى، خداوند كفر و كفران را براى هيچ يك از بندگانش نمىپسندد، همان گونه كه شكر را براى همه آنها بدون استثناء، مىپسندد. «١»
اين نكته نيز، قابل توجه است كه: اصل مسئوليت هر كس در برابر اعمال خويش، از اصول منطقى و مسلم در همه اديان آسمانى است. «٢»
البته گاه، ممكن است انسان شريك جرم ديگرى باشد، اما اين در صورتى است كه به نحوى در ايجاد مقدمات، يا اصل آن عمل، دخالت داشته باشد، مانند