تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١
در تمام اين موارد از ماده «انزال» استفاده شده كه اشاره به نزول دفعى قرآن است.
و نزول ديگرى، تدريجى در طى ٢٣ سال دوران نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله، كه در هر حادثه و ماجرائى آياتى متناسب آن نازل گرديد، و مسلمانها را مرحله به مرحله، در مدارج كمال معنوى و اخلاقى و اعتقادى و اجتماعى سير داد، چنان كه در آيه ١٠٦ سوره «اسراء» مىخوانيم: وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا: «ما قرآنى بر تو نازل كرديم كه به صورت آياتى جدا از هم مىباشد تا آن را تدريجاً و با آرامش بر مردم بخوانى (و جذب دلها شود) و به طور قطع اين قرآن را تدريجاً ما نازل كرديم».
جالب اين كه: گاهى در يك آيه، هر دو تعبير به دو منظور به كار رفته استچنان كه قرآن مجيد در آيه ٢٠ سوره «محمّد» مىگويد: وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ:
«مؤمنان مىگويند: چرا سورهاى نازل نشده؟ هنگامى كه سوره محكمى نازل شود، و يادى از جنگ در آن باشد، منافقان بيمار دل را، مىبينى آن چنان به تو نگاه مىكنند كه گوئى مىخواهند قبض روح شوند»!.
گوئى مؤمنان تقاضاى نزول تدريجى يك سوره را مىكنند تا با آن خو بگيرند، ولى از آنجا كه گاه نزول يك سوره به طور تدريجى در مورد مسائلى همچون جهاد سبب سوء استفاده منافقان مىشد، تا مرحله به مرحله از آن شانه خالى كنند در اين گونه موارد، سوره يك جا نازل مىگشت.
اين آخرين چيزى است كه در تفاوت اين دو تعبير، مىتوان گفت، و بر طبق