تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨
شديداً نهى شده است.
اين امر، نيز در تواريخ آمده است كه: عرب جاهلى، به خاطر احترام فوق العادهاى كه براى «كعبه» و سرزمين «مكّه» قائل بود، گاهى قطعات سنگى از آنجا را با خود به نقاط ديگر مىبرد، و مورد احترام و كم كم پرستش، قرار مىداد.
و در هر حال، اينها منافاتى با آنچه در داستان «عمرو بن لحى» نقل شده ندارد كه او، به هنگام سفر به «شام» صحنههائى از بتپرستى را مشاهده كرد و براى اولين بار، بتى را با خود از آنجا به «حجاز» آورد، و پرستش بتان از آن زمان، معمول شد؛ چرا كه هر يك از آنچه گفتيم، يكى از ريشههاى بتپرستى را بيان مىكند و انگيزه شاميان در پرستش بتها نيز، از همين امور، يا مانند آن سرچشمه مىگرفت.
اما در هر صورت، اينها همه، اوهام و خيالات بىاساسى بود كه از مغزهاى ناتوان تراوش مىكرد، و مردم را از جاده اصيل خداشناسى، منحرف مىساخت.
قرآن مجيد، مخصوصاً روى اين نكته تأكيد مىكند كه: انسان بدون هيچ واسطهاى مىتواند با خداى خود تماس بگيرد، با او سخن گويد، راز و نياز كندحاجت بطلبد و تقاضاى عفو و توبه كند، اينها همه از آن او و در اختيار و قدرت او است.
سوره «حمد» بيانگر اين واقعيت است؛ چرا كه بندگان با خواندن اين سوره، به طور مداوم در نمازهاى روزانه، مستقيماً با پروردگار خود ارتباط برقرار مىكننداو را مىخوانند و بدون هيچ واسطهاى، از او تقاضا مىكنند و حاجات خويش را مىطلبند.
طرز استغفار و توبه، در برنامههاى اسلامى و همچنين هر گونه تقاضا از خداوند بزرگ- كه دعاهاى مأثوره ما مملو از آن است- همگى، نشان مىدهد كه