تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨
***
نكتهها:
١- جمله «يَسْتَسْخِرُون»، به عقيده جمعى از مفسران، به معنى «يسخرون» (مسخره مىكنند) آمده، و در ميان اين دو تعبير فرقى نيست، در حالى كه بعضى ديگر، براى اين دو، معنى متفاوتى قائلند: «يَسْتَسْخِرُون» را به خاطر مفهومى كه در باب استفعال نهفته شده، به معنى دعوتكردن ديگران به سخريه نمودن دانستهاند، اشاره به اين كه: نه تنها خودشان آيات الهى را به باد استهزاء مىگرفتند، بلكه تلاش و كوشش داشتند ديگران نيز اين كار را انجام دهند تا مسأله به شكل عمومى در جامعه درآيد.
بعضى تفاوت اين دو را در تأكيد بيشترى مىدانند كه از جمله «يَسْتَسْخِرُون» استفاده مىشود.
و بعضى اين جمله را به عنوان «اعتقاد به سخريه بودن چيزى» تفسير كردهانديعنى آنها بر اثر انحراف شديد، به راستى معتقد بودند كه اين معجزات سخريهاى بيش نيست! ولى معنى دوم، از همه مناسبتر به نظر مىرسد.
***
٢- بعضى از مفسران، شأن نزولى نيز براى آيه فوق آوردهاند كه خلاصهاش اين است: پيامبر صلى الله عليه و آله يكى از مشركان را به نام «ركانه» در يكى از كوههاى اطراف «مكّه» در حالى كه تنها بود، ملاقات كرد، «ركانه» با اين كه از نيرومندترين و قوىترين مردم «مكّه» بود، پيامبر صلى الله عليه و آله او را بر زمين فرو كوفت تا به او نشان دهد كه از نيروى اعجاز برخوردار است؛ چرا كه از طرق عادى پيروزى حريف مسلم بود، سپس بعضى از معجزات ديگر خود را به او نشان داد كه آن نيز براى هدايت او به تنهائى كافى بود، ولى، او نه تنها ايمان نياورد، بلكه به «مكّه» آمد و صدا زد: