تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١
شده، و خلاصه خاك منبع انواع بركات است، در حالى كه آتش با تمام اهميتى كه در زندگى دارد هرگز به پاى آن نمىرسد، و تنها ابزارى است براى استفاده كردن از منابع خاكى، آن هم ابزارى خطرناك و ويرانگر، تازه مواد آتشزا غالباً از بركت زمين به وجود آمده (هيزم، ذغال، نفت و مانند آنها).
ثالثاً- مسأله، مسأله اطاعت فرمان پروردگار، و انجام اوامر او است، همه مخلوق و بنده او هستند و بايد سر به فرمان او باشند.
به هر حال، اگر استدلال «ابليس» را بشكافيم سر از كفر عجيبى در مىآورد، او با اين سخن مىخواست: هم حكمت خدا را نفى كند، و هم امر او را (نعوذ باللَّه) بىمأخذ بشمرد، و اين موضعگيرى، دليل بر نهايتِ جهل او است؛ چرا كه اگر مىگفت: هواى نفس من مانع شد، يا كبر و غرور به من اجازه نداد، و مانند اينها، تنها اعتراف به يك گناه بود، اما اكنون كه براى توجيه عصيانش به نفى حكمت پروردگار و علم و دانش او مىپردازد، نشان مىدهد: به پستترين مرحله كفر سقوط كرده است.
به علاوه، مخلوق، در برابر خالق از خود استقلالى ندارد، هر چه دارد از اوست و لحن «ابليس» نشان مىدهد: او براى خود حاكميت و استقلال در مقابل حاكميت پروردگار، قائل بوده است، و اين يكى ديگر از سرچشمههاى كفر است.
به هر حال، عامل گمراهى شيطان، معجونى از «خودخواهى»، «غرور»، «كبر»، «جهل» و «حسد» بود، اين صفات شيطانى دست به دست هم دادند و او را كه ساليان دراز، همنشين ملائكه، بلكه معلم آنان بود، از آن اوج و افتخار پائين كشيدند، و چه خطرناك است اين اوصاف زشت در هر جا كه پيدا شود؟!
به فرموده على عليه السلام در يكى از خطبههاى «نهج البلاغه»: «او هزاران سال