تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٦
٧٢- هنگامى كه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم، براى او به سجده افتيد»!
٧٣- در آن هنگام همه فرشتگان سجده كردند.
٧٤- جز ابليس كه تكبر ورزيد و از كافران بود!
٧٥- گفت: «اى ابليس! چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى؟! آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى؟! (برتر از اين كه فرمان سجود به تو داده شود!)».
٧٦- گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريدهاى و او را از گل»!
٧٧- فرمود: «از آسمانها (و صفوف ملائكه) خارج شو، كه تو رانده درگاه منى!
٧٨- و مسلماً لعنت من بر تو تا روز قيامت خواهد بود»!
٧٩- گفت: «پروردگارا! مرا تا روزى كه انسانها برانگيخته مىشوند مهلت ده»!
٨٠- فرمود: «تو از مهلت دادهشدگانى.
٨١- ولى تا روز و زمان معين»!
٨٢- گفت: «به عزتت سوگند، همه آنها را گمراه خواهم كرد
٨٣- مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها»!
تفسير:
تكبر كرد و رانده درگاه خدا شد!
اين آيات، همان گونه كه گفتيم، توضيحى است بر «مخاصمه ملأ اعلى» و «ابليس» و گفتگو درباره آفرينش «آدم»، و در مجموع هدف از بيان اين سرگذشت اين است كه: اولًا، به انسانها يادآورى شود كه وجود آنها آن قدر با ارزش است كه تمامى فرشتگان براى جدشان «آدم» به سجده افتادند، انسانى با