تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠
دوم، مسأله «عزت» او است، مىدانيم «عزيز» از نظر معنى لغوى به كسى گفته مىشود كه: هيچ كس نتواند بر او غالب گردد، و هر چه اراده كند، انجام شدنى باشد، و به تعبير ديگر، هميشه غالب است و هرگز مغلوب نيست.
كسى كه چنين است، فرار كردن از چنگال قدرتش، چگونه امكان دارد؟ و نجات از كيفرش، چگونه ميسّر است؟
سومين توصيف، مقام «غفاريت» و كثرت آمرزش او است كه درهاى بازگشت را به روى گنهكاران مىگشايد، و باران رحمتش را بر آنها مىبارد، تا تصور نكنند اگر «قهّار» و «عزيز» است، مفهومش بستن درهاى رحمت و توبه به روى بندگان مىباشد.
در حقيقت، يكى بيان «خوف» است و ديگرى بيان «رجاء» كه بدون موازنه اين دو حالت، تكامل انسان امكانپذير نيست، يا گرفتار غرور و غفلت مىشود، و يا در گرداب يأس و نوميدى فرو مىرود.
و به تعبير ديگر، توصيف او به «عزيز» و «غفّار» دليل ديگرى بر «الوهيت» او استچرا كه تنها كسى شايسته پرستش است كه، علاوه بر «ربوبيت» قدرت بر مجازات نيز دارد، و علاوه بر قدرت بر مجازات، درهاى رحمت و مغفرت او نيز گشوده است.
***
سپس، در جملهاى كوتاه و تكاندهنده، خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مىفرمايد: «بگو: اين يك خبر بزرگ است» «قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ».
***
«كه شما از آن روىگردان هستيد» «أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ».
اين كدام خبر است كه به آن اشاره كرده و آن را به عظمت توصيف مىكند؟