تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
٦٢ وَ قالُوا ما لَنا لانَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ
٦٣ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيّاً أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ
٦٤ إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ
ترجمه:
٦٢- آنها مىگويند: «چرا مردانى را كه ما از اشرار مىشمرديم (در اينجا، در آتش دوزخ) نمىبينيم؟!
٦٣- آيا ما آنان را به مسخره گرفتيم يا (به اندازهاى حقيرند كه) چشمها آنها را نمىبيند»؟!
٦٤- اين گفتگوهاى خصمانه دوزخيان يك واقعيت است.
تفسير:
مخاصمه اصحاب دوزخ!
اين آيات، بحث پيرامون گفتگوهاى دوزخيان را كه در آيات قبل گذشت ادامه مىدهد، و يكى ديگر از گفتگوهاى آنها را كه از تأسفى عميق و جانكاه و شكنجهاى روحى و جانفرسا حكايت مىكند، بيان مىدارد.
مىفرمايد: «سردمداران ضلالت هنگامى كه به اطراف خود در دوزخ مىنگرند، مىگويند: چرا ما مردانى را كه از اشرار مىشمرديم در اينجا نمىبينيم»؟! «وَ قالُوا ما لَنا لانَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ».
آرى، افرادى همچون «بو جهلها» و «بو لهبها» هنگامى كه مىبينند اثرى از «عمار ياسرها»، «خبابها»، «صهيبها» و «بلالها» در دوزخ نيست، به خود