تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١
نيست!
به هر حال، از پارهاى از كلمات، بر مىآيد كه: «غَسَّاق» بوى بسيار بد و زنندهاى دارد كه همگان را ناراحت مىكند.
بعضى ديگر، آن را به يك نوع عذاب كه جز خدا از آن آگاه نيست، تفسير كردهاند، چرا كه آنها مرتكب گناهان و مظالم سختى شدهاند كه، جز خدا از آن آگاه نبوده و كيفرشان نيز بايد چنين باشد.
همان گونه كه بهشتيان پرهيزگار، اعمال نيكى انجام مىدادند كه جز خدا از آن آگاه نبود، لذا به آنها وعده پاداشهائى داده شده كه جز خدا از آن خبر ندارد:
«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ». «١»
***
باز به انواع ديگرى از عذابهاى دردناك آنها اشاره كرده، مىگويد: «و جز اينها، كيفرهاى ديگرى هم شكل آن دارند» «وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْواجٌ». «٢»
«شَكْل» (به فتح شين) به معنى مثل و مانند است، و «أَزْواج» به معنى انواع و اقسام است، و اين يك اشاره اجمالى به انواع ديگرى از عذاب همانند عذابهاى گذشته است كه در اينجا به طور سربسته، بيان شده، و شايد براى محبوسان اين جهان ماده، قابل توصيف و درك نباشد.
اين در حقيقت، نقطه مقابل «فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ» در آيات گذشته است كه اشاره به انواع مختلف نعمتها و ميوههاى بهشتى بود.
به هر حال، اين شباهت، ممكن است در شدت و ناراحتى و يا در جميع جهات باشد.