تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠
مىسوزند.
«مِهاد»- چنان كه قبلًا هم گفتهايم- به معنى بسترى است كه براى خواب و استراحت، گسترده مىشود، به گاهواره طفل نيز اطلاق مىگردد.
بستر، جايگاه استراحت است و بايد از هر نظر مناسب حال و ملايم طبع باشد، اما چگونه خواهد بود وضع كسانى كه بسترشان آتش جهنم مىباشد؟!
***
پس از آن به انواع ديگرى از عذابهاى آنها پرداخته مىگويد: «اين نوشابه حميم و غساق است كه بايد از آن بچشند» «هذا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَ غَسَّاقٌ». «١»
«حَمِيْم» به معنى آب داغ و سوزان يكى از نوشابههاى دوزخيان مىباشد، در برابر انواع «شراب طهور» كه در آيات قبل، براى بهشتيان ذكر شده بود.
«غَسَّاق» از ماده «غسق» (بر وزن رمق) به معنى شدت تاريكى شب است، «ابن عباس» آن را به نوشابه بسيار سردى (كه از شدت برودت درون انسان را مىسوزاند و مجروح مىكند) تفسير كرده است، ولى در مفهوم ريشه اين كلمه، چيزى نيست كه دلالت بر اين معنى كند، جز اين كه مقابله آن با «حَمِيم» كه آب داغ و سوزان است ممكن است منشأ چنين استنباطى شده باشد.
«راغب» در «مفردات»، آن را به قطراتى كه از پوست تن دوزخيان (و جراحات بدن آنها) بيرون مىآيد، تفسير كرده است.
لابد تيره بودن رنگ آن سبب اطلاق اين واژه بر آن شده است، چرا كه محصول آن آتش سوزان، چيزى جز يك مشت اندام سوخته با تراوشهاى سياه