تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
فرشتگان ساكنند و اخبار حوادث اين جهان پيش از آن كه در زمين صورت گيرد در آنجا منعكس است.
گروهى از شياطين مىخواهند به آسمانها صعود كنند و با استراق سمع، چيزى از آن اخبار را بدانند، و به «كاهنان» يعنى عوامل مربوط خود در ميان انسانها منتقل سازند، اينجا است كه شهابها كه همانند ستارههاى متحرك و كشيدهاى هستند به سوى آنها پرتاب مىشود، و آنها را به عقب مىرانند، يا نابود مىكنند.
آنها مىگويند: ممكن است ما دقيقاً مفاهيم اين تعبيرات را امروز درك نكنيم، اما موظف هستيم ظواهر آنها را حفظ كرده و اطلاع بيشتر را به آينده واگذاريم.
اين تفسير را مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» و «آلوسى» در «روح المعانى» و «سيد قطب» در «فى ظلال» و بعضى ديگر انتخاب كردهاند.
در حالى كه بعضى ديگر، عقيده دارند: آيات فوق شبيه آياتى است كه از «لوح»، «قلم»، «عرش» و «كرسى» سخن مىگويد، و از قبيل تمثيل و كنايه است.
آنها معتقدند: اين آيات از قبيل تشبيه «معقول» به «محسوس» است، و مصداق آيه ٤٣ سوره «عنكبوت» مىباشد كه مىفرمايد: وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ: «اينها مثلهائى است كه براى مردم مىزنيم و جز عالمان آن را درك نمىكنند»!
آنها سپس افزودهاند: منظور از آسمانهائى كه فرشتگان ساكن آن هستند «عوالم ملكوت» است كه افقش، برتر از اين عالم حسى است، و منظور از نزديك شدن شياطين به آسمان و «استراق سمع» و طرد شدن آنها به وسيله «شهب»، اين است كه اين شياطين هرگاه بخواهند به عالم فرشتگان نزديك