تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
خدا و اسرار آفرينش و رموز زندگى، قابل ملاحظه بود.
از نظر اراده و تصميم و نيروى عمل، افرادى سست و زبون و ضعيف و ناتوان نبودند، افرادى با اراده، پر قدرت، و داراى تصميم قاطع و آهنين بودند.
اين الگوئى است براى همه رهروان راه حق كه بعد از مقام عبوديت و بندگى خدا، با اين دو سلاح برنده، مسلح گردند.
از آنچه گفتيم، به خوبى روشن شد كه: دست و چشم در اينجا به معنى دو عضو مخصوص نيست، چرا كه بسيارند افرادى كه داراى اين دو عضوند، اما نه درك و شعور كافى دارند، و نه قدرت تصميمگيرى، و نه توانائى بر عمل، بلكه كنايه از دو صفت «علم و قدرت» است.
***
در چهارمين توصيف از آنان مىگويد: «ما آنها را با خلوص ويژهاى خالص كرديم» «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ».
«و آن يادآورى سراى آخرت بود» «ذِكْرَى الدَّارِ». «١»
آرى، آنها پيوسته به ياد جهان ديگر بودند، افق ديد آنها در زندگى چند روزه اين دنيا، و لذات آن محدود نمىشد، آنها در ماوراى اين زندگى زودگذر، سراى جاويدان با نعمتهاى بىپايانش را مىديدند، و همواره براى آن تلاش و كوشش داشتند.
بنابراين، منظور از «الدّار» (سرا) كه به طور مطلق ذكر شده، سراى آخرت است، گوئى غير از آن، سرائى وجود ندارد، و هر چه غير از آن است گذرگاهى به سوى آن!