تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٣
دشمنان دانا مصون نمانده، و خرافاتى بر آن بستهاند كه ساحت قدس او از آن پاك و منزه است، از جمله اين كه: ايوب به هنگام بيمارى بدنش كرم برداشت، و آن قدر متعفن و بدبو شد، كه اهل قريه او را از آبادى بيرون كردند!
بدون شك، چنين روايتى مجعول است، هر چند در لابلاى كتب حديث ذكر شده باشد، زيرا رسالت پيامبران ايجاب مىكند: مردم در هر زمان بتوانند با ميل و رغبت با آنها تماس گيرند، و آنچه موجب تنفر و بيزارى مردم و فاصله گرفتن افراد از آنها مىشود، خواه بيمارىهاى تنفرآميز باشد، و يا عيوب جسمانى، و يا خشونت اخلاقى، در آنها نخواهد بود، چرا كه با فلسفه رسالت آنها تضاد دارد.
قرآن مجيد در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىگويد: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيْظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ: «در پرتو رحمت الهى براى آنها نرم و مهربان شدى كه اگر خشن و سنگدل بودى از گرد تو پراكنده مىشدند». «١»
اين آيه دليل بر آن است كه: پيامبر نبايد چنان باشد كه از اطرافش پراكنده شوند.
ولى در «تورات» كتاب مفصلى درباره «ايّوب» ديده مىشود، كه قبل از «مزامير داود» قرار دارد، اين كتاب، مشتمل بر ٤٢ فصل است، و در هر فصل بحثهاى مشروحى وجود دارد، در بعضى از اين فصول، مطالب زنندهاى به چشم مىخورد، از جمله: در فصل سوم مىگويد: «ايّوب» زبان به شكايت باز كرد و شكوه بسيار نمود، در حالى كه قرآن او را به مقام صبر و شكيبائى ستوده است.
***