تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
به اين ترتيب، دو گونه مانع در برابر نفوذ شياطين به صحنه آسمانها وجود دارد:
مانع اول، قذف و طرد از هر جانب است كه ظاهراً آن نيز به وسيله «شهب» صورت مىگيرد.
مانع دوم، عبارت از نوع خاصى از شهاب است كه «شهاب ثاقب» نام دارد، و در انتظار آنها است كه گاه و بىگاه، خود را به «ملأ اعلى» براى استراق سمع نزديك مىكنند، و مورد اصابت آن قرار مىگيرند.
نظير همين معنى در آيات ١٧ و ١٨ سوره «حجر» آمده است آنجا كه مىگويد: وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ* إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ: «ما بروج آسمانى را از هر شيطان مطرودى حفظ مىكنيم* مگر آنها كه استراق سمع كنند كه شهاب مبين آنان را تعقيب مىكند» (مىراند و مىسوزاند) نظير همين تعبير در سوره «ملك» آيه ٥ نيز آمده است: وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ: «ما آسمان پائين را به وسيله چراغهائى تزيين كرديم و (قسمتى از) آنها را براى طرد شياطين قرار داديم».
***
توضيح و تكميل
در اين كه آيا بايد ظواهر اين الفاظ را حفظ كرد، يا قرائنى در كار است كه بايد آنها را بر خلاف ظاهر تفسير كنيم، و از قبيل تمثيل و تشبيه و كنايه بدانيم؟
در ميان مفسران، نظرهاى مختلفى وجود دارد:
بعضى، ظاهر اين آيات را بر همان معانى كه در بدو امر به نظر مىرسد، حفظ كردهاند و گفتهاند: در آسمانهاى نزديك و دوردست گروههائى از